|
در زمانهای کهن پیش از خلقت انسانها، میان طوایفی از جن و نسناس (طایفه ای به جای انسانهای فعلی) جنگ و خونریزی بالا گرفت و خداوند فرشتگان را فرمود که به زمین هبوط کنند، آنها هر دو طائفه از جمله فرزندان مرا به هلاکت رساندند و من از آنجا که خداپرست بودم از این معرکه جان سالم به در بردم.(15) آنگاه فرشتگان مرا به آسمان بردند و من در کنار ایشان، خدای را به جد می پرستیدم تا اینکه ...
روزی که شیطان تلفنی تماس گرفت و بی مقدمه گفت: "حاضرم رؤیای تو را تبدیل به واقعیت کنم"، به ناگاه شوکه شدم! باورم نمی شد! تنم خیس عرق شده بود! وحشت و ترس سرا پای وجودم را فرا گرفته بود! به هر زحمتی که بود خودم را جمع کردم و بالاخره قراری برای مصاحبه گذاشتم. روز مصاحبه:
جناب شیطان با دو ساعت تاخیر حاضر شد. وقتی هم که رسید عذرخواهی کرد و گفت:...
|
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 14:3  توسط
|
سرمایه دل

این حنجره این باغ صدا را نفروشید
این پنجره این خاطرهها را نفروشیددر شهر شما باری اگر عشق فروشی است
هم غیرت آبادی ما را نفروشید
تنها، بهخدا، دلخوشی ما به دل ماست
صندوقچه راز خدا را نفروشید
سرمایه دل نیست بجز آه و بجز اشک
پس دستکم این آب و هوا را نفروشید
در دست خدا آیینه ای جز دل ما نیست
آیینه شمایید شما را نفروشید
در پیله پرواز بجز کرم نلولد
پروانه پرواز رها را نفروشید
یک عمر دویدیم و لب چشمه رسیدیم
این هروله سعی و صفا را نفروشید
دور از نظر ماست اگر منزل این راه
این منظره دورنما را نفروشید
+ نوشته شده در دوشنبه نهم آذر 1388ساعت 16:24  توسط
|
در یکی از شب های ماه رمضان در خلال بحث حدیثی را از امام باقر علیه السلام از کتاب شریف کافی بیان کردم با کمی توضیح.
تاثر و تعجب مخاطبین حین شنیدن و اظهار پشیمانی برخی و سوالات متعدد برخی دیگر، این واقعیت تلخ را یادآوری می کرد که آبروی دیگران -که از کعبه بالاتر است- برای بسیاری از ما مهم و محترم نیست!
آن حدیث را در یکی دو جلسه دیگر نیز تکرار کردم و بازخوردهای مشابه و ...
این بار اینجا و برای خودم و شما آن حدیث مهم را نقل می کنم تا هر یک از ما به دقت عملکرد خودش را نسبت به مومنین ارزیابی کند:
«« یَجِبُ لِلمُومنِ عَلَی المُومنِ اَن یَستُرَ علیهِ سبعینَ کبیرةً »»
بر هر مومن واجب است تا از هر یک از مومنین هفتاد گناه کبیره را بپوشاند!
دقت بفرمایید: ما باید از هر نفر از مومنین هفتادعنوان گناه کبیرهاش را مخفی کنیم، بپوشانیم ، و برایش آبروداری کنیم و هیچگاه علیه او استفاده نکنیم! (چرا که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودهاند که نازل ترین مرتبه کفر این است که مرد از برادرش کلمهای را بشنود آن کلمه را نگه دارد تا روزی علیه آن برادر استفاده کند تا برادر را مفتضح کند!/ بحارالانوار جلد77) یعنی باید عیوب، گناهان و زشتی های دیگران را بپوشانیم و فراموش کنیم.
ولی چه ارزان و چقدر آسان در یک دعوای ساده یا مشاجره بین دو نفر حرمت مومن و حقوق او نادیده گرفته می شود! و خدای ناکرده اسرار فاش می شود.
میدانید که اینجا قصه "مقابله به مثل" اصلا جا ندارد! پرده دری ممنوع است! فاش کردن سرّ ممنوع است حتی اگر سرّ تو را فاش کرد.
به راستی چقدر پردهدری و فاش کردن اسرار دیگران و غیبت های بی شمار روح ما را سیاه و کدر کرده؟! از همین کوری و کری قلب می شود حدس زد که چقدر ضرر کرده ایم.
اکثر ما از ملکوت آسمان و زمین و همسایگی با ملائکه هیچ حسی نداریم! عجیب نیست؟! در حالی که بارش یک تگرگ را درک می کنیم و توجه ما برای لحظاتی از هر چه غیر تگرگ باز می ماند! اما از نزول ملائکه و روح در لیله قدر هیچ ...
لولا انّ الشیاطین بحومون علی قلوب بنی آدم لنظروا الی ملکوت السموات
در صورتی کهحفظ آبروی مردم دوست یا دشمن و دعا برای آنها شیاطین را از قلب ما دور می کند...
امروزه غیبت رایج ترین گناه است و هرجا که باشیم از مهمانی ها و جلسات خانوادگی و فامیلی تا محافل علمی، کوچه و بازار، ادارات و مدرسه و دانشگاه و مسجد و هیئت و همین اینترنت و... خلاصه همه جا حتی گورستان و مراسم تدفین!غیبت و سخن از غیر و ریخته شدن آبروی مسلمان؛ غباری تیره بر زنگار قلب ما اضافه می کند.
در حالی که واجب است سینه هر یک از ما گنجینه اسرار دیگران و صندوق امانات آنها باشد و نه تنها فقط مجالس و گفتار آنها نزد ما امانت باشد و گفتن و یا شنیدن عیوب و اسرار آنها را خدای ستار، حرام کرده است بلکه گناه کبیره آنها را نیز باید بپوشانیم. آن هم هفتاد گناه بزرگ!
ستار شو ستار شو خو گیر از حلم خدا
باید روشمان را تغییر دهیم. چون فرموده است یَـجـبُ پس لازم است و می بایست همگی ستار شویم!
... فرصت کم است و مرگ نزدیک ،
باید هر کس از خودش شروع کند. تو نیز خودت از خودت شروع کن.
و راه نجات از این گناه ؛ مبارزه با نفس و کنترل زبان و گوش است.
و چند توصیه کاربردی از روایات اهل بیت علیهم السلام :
- محاسبهی هر روزهی خود (قال الکاظم علیه السلام:لیس منا من لم بحاسب نفسه فی کل یوم)
- اطلاع و اشراف به عیوب خود، برنامه ریزی و تلاش گام به گام برای رفع آنها.
- بی توجهی به عیوب دیگران.
- توجه به لزوم رعایت حرمت و گرامیداشت مومن (مومن یعنی هر کسی که به خدا، رسول و اهل بیت ایمان دارد حتی گناهکار)
- توجه به خوبی ها و نکات مثبت دیگران و بیان و نشر خوبی ها.
- دوری (یا فرار) از غیبت و دفاع از غیبت شونده (گفتن یا شنیدن غیبت فرقی ندارد؛ السامع احد المغتابین)
- کنترل و مراقبت دائمی خود تا لحظه مرگ.
در کنار دعا و توسل به اهل بیت و تفویض امور به خدای بزرگ
افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 10:2  توسط
|
کشتی نساز ای نوح طوفان نخواهد آمد
بر شوره زار دلها باران نخواهد آمد
شاید خدا به شعرم لبخند زند اما
جایی که سفره خالیست ایمان نخواهد آمد
رفتی کلاس اول این جمله را عوض کن
آن مرد تا نیاید باران نخواهد آمد...
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 17:39  توسط
|